تبلیغات
وبلاگ ققنوس - سنگرهای پایداری در ادب فارسی
 
 
كاربر گرامی،به انجمن ادبی ققنوس خوش آمدید!   WellCome To Ghooghnous.mihanblog.com
 
موضوعات سایت
بخش های سایت
  غزل

  شعر نو
  طرح
  دوبیتی
  رباعی
  ترانه
  داستان

جستجو


لوگو سایت

وبلاگ ققنوس


تقویم روز

دیکشنری آنلاین


موضوعات سایت
بخش های سایت
  غزل

  شعر نو
  طرح
  دوبیتی
  رباعی
  ترانه
  داستان


عنوان این پست سنگرهای پایداری در ادب فارسی و از بخش می باشد

 

سنگرهای پایداری در ادب فارسی

...

شاعر با سلاح هنر منظوم به حفظ و صیانت از ادبیات و فرهنگ دفاع و جهاد و جنگ پرداخته است . گواه این مدعا آثار مکتوب نادره گویان در خصوص نبرد عاشقانه دلاورانی است که در میادین رزم جان بر کف اخلاص می نهادند . در آثار سخن سنجان، این حماسه با غنا آمیزش کرده و گوهری به نام ادبیات دفاع مقدس را بوجود آورده تا حماسه تبدیل به غزل شود و با شور و عشق و راستین همراه می گردد، چنان که سهیل محمودی گفته است :
میان معرکه لبخند می زنید به عشق حماسه چون به غزل ختم می شود زیباست....

                                                        بقیه در ادامه مطلب....

سنگرهای پایداری در ادب فارسی

( با نگاهی به حماسه خرمشهر )

ادبیات دفاع مقدس در شکل های متنوعی رخ می نمایند که از آن میان شعر ، داستان و فیلم نامه اثربخشی شان گسترده تر و همگانی است و جایگاه ویژه ای دارند که می توان آن ها را در سه برهه مورد بررسی قرار داد که عبارتند از : پیش از نبرد ، هنگام نبرد و پس از نبرد . هریک با توجّه به زمان ظهور پیام خاصی را دربردارند و در شعر که موضوع این مقاله است وزن یکی از ابزارهای کارآمد در القای معانی به حساب می آید و سبب گردیده در حماسه و تعلیم و غنا فضای ذهنی زیبایی به وجود آید . از سروده هایی که موضوعش هنگام نبرد محسوب می شود می توان به دو بیتی قیصر امین پور اشاره کرد که سرشار از پاسداشت مقام شهیدان است :
به کوه نور مــاند حجله تو سرود عشق خواند حجله تو
سکوت کوچه خاموش ما را به آتش می کشاند حجله تو
و یا سهیل محمودی در فراق شهید گفته :
شرار شب به میدانت فروخفت ستــــاره در شبستانت فروخفت
هلا ای یار ای همـــواره بیدار چرا خورشید چشمانت فروخفت
همچنین از نمونه های پس از دفاع مقدس که به استواری عزم رزمندگان و ادامه راه آن ها اشاره نموده ، رباعی سید حسن حسینی است :
ما مرغ سحرخوان شگفت آواییم خونین پر و بالیم و شفق سیماییم
در معبر تاریخ چو کـوهی بشکوه صد بار نشسته ایم و پا برجـــاییم
مجموعه سرودهایی را که در قالب های مختلف اعم از سنتی و نیمــایی شکل گرفته اند و درون مایه اصلی آن ها تشویق و تکریم دوست و تحقیر و تهدید دشمن و تقویت روحیه مذهبی و ملّی برای حفظ وطن و انقلاب است ، شعر جنگ می نامیم که خود جوش به وجود می آیند و به دور از هر نوع تصنع و تکلف و کسب شهرت و مکنت است . شاعر دفاع مقدس در آغاز دنبال صورت و زیبایی شناسی ظاهری نیست ، آنچه برای او مهم است انتقال پیام در کمترین زمان ممکن با بیان کلماتی ساده ،اما در دوه سوم که از آن به بعد از دفاع مقدس یاد کردیم ، آرایش های لفظی و معنوی به یاری محور افقی و عمودی شعر می آید .
شاعر با سلاح هنر منظوم به حفظ و صیانت از ادبیات و فرهنگ دفاع و جهاد و جنگ پرداخته است . گواه این مدعا آثار مکتوب نادره گویان در خصوص نبرد عاشقانه دلاورانی است که در میادین رزم جان بر کف اخلاص می نهادند . در آثار سخن سنجان، این حماسه با غنا آمیزش کرده و گوهری به نام ادبیات دفاع مقدس را بوجود آورده تا حماسه تبدیل به غزل شود و با شور و عشق و راستین همراه می گردد، چنان که سهیل محمودی گفته است :
میان معرکه لبخند می زنید به عشق حماسه چون به غزل ختم می شود زیباست
خرمشهر یکی از نمادهای پایداری است و شاید مهمترین فصل حماسه دفاع مقدس که مردم ایران در این حرکت ، عظمت خود را به رخ جهانیان کشیدند و یکی از پایه های استوار دفاع هشت ساله رزمندگان را باید در این پیروزی به نظاره نشست و به همین دلیل بود که بنیانگذار جمهوری اسلامی آزادی آن را از چنگال دشمن کار خدایی می خواند و رزمندگان را از احساس غرور در این فتح برحذر می دارد و یا در کلامی دلنشین بازگشت خرمشهر به آغوش میهن را فتح خاک نمی داند که معتقدند این فتح ، فتح ارزش هاست .
خرمشهر مفهومی است در شعور و شعر ایرانی که نامش با دنیایی از خوبی ها همراه است و کوچه پس کوچه هایش پر از راز و رمزند و به دفترچه خاطرات می ماند و بهتر است جدا از زبان شهر ، آنانی که خونشان در این گذر تاریخ به هستی زینت بخشیده، حاضر شوند و از همه چیز بگویند ، به گونه ای که ناصر فیض گفته است :
خانه ام روزی در این جا بود و نیست آن طرف همسایه ما بود و نیست
صبر در هنگام اسارت خرمشهر نیز از مضامین های پرکاربرد شاعران پایداری به شمار می آید که از دید فرزندان در سروده حمید سبزواری چنین اشاره شده است :
به شهر آتش و خون و حماسه ، خرمشهر به پای صبـــــر ز راهی دور آمده ایم
و یا پرویز بیگی سروده :
لحظه هایی که مردان میهن
در فراق تو خون گریه کردند
روزهایی که تفسیر عشقند
روزهایی که تصویر دردند
یاد کرد همرهان ، بخش وسیعی از سروده های شــــاعران مقاومت را به خود اختصــاص می دهد و زمانی که قطار جنگ از حرکت ایستاد ، غربت از دست دادن یاران یکدل ، هر خرمشهر رفته و جنگ کرده ای را آزار می داد و در غم از دست دادنشان شاعر سروده :
یاران چه غریبانه
رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما
هم سوخته پروانه
بشکسته سبوهامان
خون است به دلهامان
فریاد و فغان دارد
دردی کش میخانه
هر سو نظر اندازی
در یاد کسی افتی
آنها که سفر کردند
دلشاد از این خانه
…… ( پرویز بیگی حبیب آبادی )
در نگاهی دیگر شاعر با جای جای شهر سخن می گوید و با ذکــر هریک، کاروانی از تخیل و احساس را عرضه می کند ، او مظاهر شهر را تک تک همچون انســان هایی می داند که خود در تب و تاب جنگ فعــــــالانه حضور داشته اند و سختی های فراوانی را تحمل کرده اند و سمبل تمامی آن ها مسجد و شط است که این گونه مورد توجّه شاعر قرار می گیرد :
هم دوش با شعله های پنهان و پیدای آتش می رقصد آرام آرام شط بر بلنـــدای آتش
این مادیان سپید ماه است این گونه مبهوت در چشم شط ایستاده ، غرق تماشای آتش
( محمود اکرامی )
در سروده دیگری همین شاعر شهر را دلداری داده و می گوید : دژخیمان را به سزای اعمالشان می رسانیم و سپاهیان نور، پرده شب را می درند و خرمشهر را نجات می دهند :
پوتین های کثیف
خاک پاک را آلوده می کند
باید که شکسته شود ، له شود پای دشمن ....
و امّا می آیند از کرانه های نور
با امواجی از عشق ....
پا می گدارند یاران سرخ
با آیینه
با یک بغل ایثار و شهامت
و تبسم
نخل ها ، این آیه های ایستـــاده خداوند که شاهدان شبانه روزی دفاع مقدس هشت ساله اند ، در کلیه سروده های شاعران مطمح نظر قرار می گیرند و چون پیوسته صحنه میدان جنگ در لا به لای این درختان صبور به وقوع پیوسته ، صفت بی سری را همواره با خود دارند و گویی صاحبان این سرزمین یعنی نخل ها در سوگواری عزیزان خود سر به زیر دارند و به عزاداری می پردازند و حسین اسرافیلی سروده :
شانه هایت زخمی شلاق هاست نخل هایت سوگوار بس عزاست
و سید محمد رضا کاشفی گفته :
خونین شهر / نخل های بی حرکت / نخل های بی سر / بوی خاک و خون
شاعران با یادکرد نمادهای حماسه فتح خرمشهر ضمن بیان دلاوری ها به درج نام این عزیزان در گستره تاریخ دفاع مقدس کرده اند و از جمله سرداران بزرگ شهید محمد جهان آرا است که شاعر در خطاب به ایشان سروده :
شهیدم ! محمدم ! برادر ! منم که در شهر خونین قدم می زنم
ویا قیصر امین پور در دو بیتی زیر از شهید فهمیده ، همان کسی که امام خمینی (ره) به او لقب رهبر داده است ، یاد می کند و می گوید :
تو همچون غنچه های چیده بودی که در پرپر شدن خندیده بودی
مـــــــــگر راه حیات جاودان را تو از فهمیده ها ، فهمیده بودی
در حادثه جنگ دشمن مدعی بود به راحتی سرزمین های مورد نظر را سه روزه اشغال خواهد کرد و سخن از محمره می گفت و سردار قادسیه می ساخت و شاعر شیرین زبان فارسی با عباراتی به نقد این تفکر پرداخته و با عباراتی که استفهام انکاری هستند ، دشمن را وادار به پاسخ گویی کرده است :
گفتند : این خاک دیگر ، سرو و صنوبر ندارد
خورشید اینجا غریب است ، اینجا دلاور ندارد
گفتند : خوبست ، خوبست در گوشه ای دفن سازیم
این آسمان را که بوی کبوتر ندارد
و در ادامه گفته :
یک شب بیایید ببینید ،
هر کس که باور ندارد
شهری که گویند شهر خورشید باشد ،
همین جاست .
از مفاهیم مشترک شهر سروده های خونین شهر می توان به پایان آن ها اشاره کرد که در همه آثار به ایستادگی و مقاومت شهر اشاره شده که باقی خواهد ماند و دگربار اجازه نمی دهد دشمنی پا بر خاک آن بگذارد و با تمامی سربازان میهن به دفاع از خود می پردازد :
کودکانت گرچه در خون خفته اند
قصه بیداری ما گفته اند
قامت ستوار تو ، باز استوار
......
شهر من ! ای شهر پر آوای درد
ای نشان پایداری در نبرد
زیر هر گامی شقایق کاشتیم
تاکه این پرچم فرا افراشتیم
نتیجه گیری
ادبیات پس از جنگ را دوران بازپروری و شکوفایی ادبیات مقاومت باید دانست و آثار مستند دوران مقدس می تواند منبع الهام و انگیزه آفرینش آثار جدید و ماندگاری باشد ، خصوصاٌ نسل سوم و نسل های بعدی که در گیرودار جنگ حضور نداشته اند ، می توانند با مطالعه این آثار شرایط آن روزگار را بهتر درک کنند و با بینشی عمیق به خلق آثار از منظری دیگر بپردازند، مخصوصاٌ با بزرگداشت کسانی که هنوز از فیض حضورشان جامعه معطر است و گاه دردهای جانکاهی را تحمل می کنند و اصغر عظیمی مهر چه خوب وضعیت جسمی رنج دیدگان صحنه جنگ را در قالب کلمات به تصویر کشیده است :
گرچه با کپسول اکسیژن مجابت کرده اند مادرت می گفت : دکترها جوابت کرده اند

 

منبع : ماهنامه نسیم شماره 35

 :: لینك ثابت نویسنده : میلاد تقوایی نظرات و پیشنهادات Comment  

مطالب پیشین

سنگرهای پایداری در ادب فارسی
مولفه های پست مدرن
لسان الغیب در متن عرفان
لسان الغیب در متن عرفان
شناسه های غزل پست مدرن
دروغ های مقدس
کارگاه شناخت ساختارهای شعر معاصر
اطلاعیه!!!
تاثیر نیما بر غزل معاصر
عاشورا و امام حسین علیه السلام در شعر فارسی
عاشورا شعر فارسی
شراب در شعر فارسی
ادامه ی بحث شراب در شعر فارسی
ادامه ی بحث شراب در شعر فارسی
ادامه ی بحث شراب در شعر فارسی


اطلاعات سایت
 

مدیران و نویسندگان
میلاد تقوایی
علی باقری

آمار بازدیدكنندگان
امروز : 1
دیروز : 1
كل : 9

مطالب و نظرات
كل مطالب :
كل نظر ها :


با شعرا
شهریار
قیصر امین پور
سهراب سپهری
نیما یوشیج
شمس لنگرودی
فاضل نظری
آرشیو

نظرسنجی

برای شعرا
:: ارسال شعر
:: گفتگو ...شب شعر آنلاین
:: ورود به سایت
:: عضویت در سایت

صفحه اصلی |  ارســـال شــعــــر |  ایمیل |   |  صفحه خانگی



 
head>