تبلیغات
وبلاگ ققنوس - شراب در شعر فارسی
 
 
كاربر گرامی،به انجمن ادبی ققنوس خوش آمدید!   WellCome To Ghooghnous.mihanblog.com
 
موضوعات سایت
بخش های سایت
  غزل

  شعر نو
  طرح
  دوبیتی
  رباعی
  ترانه
  داستان

جستجو


لوگو سایت

وبلاگ ققنوس


تقویم روز

دیکشنری آنلاین


موضوعات سایت
بخش های سایت
  غزل

  شعر نو
  طرح
  دوبیتی
  رباعی
  ترانه
  داستان


عنوان این پست شراب در شعر فارسی و از بخش می باشد

در اولین نفس کشیدن های شعرفارسی ، اولین بویی که شنیده می شود بوی شراب است. شراب عروس شعراست. با آفریدن شعر، شراب هم زاییده می شود

     آنچه دراین تحقیق مدنظر است ، بررسی اجمالی نگاه هنری شاعرایرانی به شراب و آداب و ملازمات آن است. هدف تأیید یا تشویق شراب انگوری نیست که تحریم قطعی اش را درقرآن واحادیث بارها خوانده ایم. بحث برسر آن است که این کلمه چگونه دراثرگذشت زمان تغییر و تحول می یابد و وسیله ای می شود برای بیان حالات روحانی وعرفانی بزرگان و عرفا ؛ وسیله ای می شود برای سرکوبی ضد ارزش هایی نظیر ریا و زهد كذب و نفاق...

بقیه در ادامه مطلب

مقدمه

  شاست که شیخ (بایزید) یک روز سخن می گفت ولب خویش می مزید و می گفت: هم شرابم و هم شرابخوار و هم ساقی »

                                                                                               تذکره الاولیا

       در اولین نفس کشیدن های شعرفارسی ، اولین بویی که شنیده می شود بوی شراب است. شراب عروس شعراست. با آفریدن شعر، شراب هم زاییده می شود ؛ زایشی متفاوت و شگفت انگیز. ادبیات ما ادبیات شراب است ؛ ادبیات شراب نوشی. آثار شاعران ایرانی سلسله وار یکی پس از دیگری آفریده شده اند و چه رنگ آمیزی های نابی كه به جاودانگی رسیده اند. با نگاه و تورقی به این كتب درمی یابیم که درهیچ برهه ای از زمان شعر و شراب ازهم جدا نمی افتند. هیچ شاعری پیدا نمی شود که ازمی ومستی و ملازماتش سخن نگفته باشد.

       آنچه دراین تحقیق مدنظر است ، بررسی اجمالی نگاه هنری شاعرایرانی به شراب و آداب و ملازمات آن است. هدف تأیید یا تشویق شراب انگوری نیست که تحریم قطعی اش را درقرآن واحادیث بارها خوانده ایم. بحث برسر آن است که این کلمه چگونه دراثرگذشت زمان تغییر و تحول می یابد و وسیله ای می شود برای بیان حالات روحانی وعرفانی بزرگان و عرفا ؛ وسیله ای می شود برای سرکوبی ضد ارزش هایی نظیر ریا و زهد كذب و نفاق.

      برای این مقاله تمام غزلیات سنایی و حافظ را بیت به بیت خوانده و فیش برداری كرده ام. بیشترین حجم تحقیق به این دو شاعر مربوط می شود. درکنار این دو شاعرنگاهی هم به آثار شاعران و نویسندگان دیگر همچون رودکی ، فرخی ، منوچهری، بیهقی و... انداخته ام. 

     ابیاتی که ذیل آن ها شماره دارد، از اشعارحافظ است ؛ سمت چپ شماره ی بیت و سمت راست شماره ی غزل است که براساس نسخه ی قزوینی تنظیم شده است.

                                               ....................................................

 شراب در قرآن 

       در قرآن دوگروه آیه راجع به خمر وجود دارد. دسته ی اول مربوط به تحریم شراب و دسته ی دوم درباره ی باده ی بهشتی است. آیات مربوط به تحریم شرابخواری ومستی در چهارمرتبه نازل شده است. لحن آیاتی که درتحریم خمرآمده است ، نشان می دهد که این تحریم تدریجی بوده است. یعنی قرآن کریم با زمینه سازی و با آماده کردن مردم شراب را حرام کرده است این مسئله هم بر می گردد به فضای آن روز عربستان. زمانی كه شراب یكی از واردات مهم این كشور محسوب می شد. ترتیب تحریم این گونه است:

  1. ابتدا درسوره ی اعراف آیه 31 : «...کُلوا و اشربوا ولا تُسرفوا إنَّه لایُحبّ المُسرفین »
  2. سوره ی نساء ، آیه 43 : « یا ایُّها الّذین آمنوا لاتَقربوا الصَلاه و انتم سُکاری حتّی تَعلموا ما تَقولون»
  3. سوره ی بقره آیه 219 : « یَسئَلُونَکَ عَن الخِمر و المیسرقُل إثم کَبیر و مَنافِعُ لِلناسِ و إثمها أکبِرُ مِن نُفعهما...»
  4. و بالاخره درسوره مائده آیات 90 و 91 شرابخواری  را به صورت مطلق تحریم می کند: « یا ایُّهَا الَّذینَ آمَنوا إنّما الخمر و المیسر و الأنصاب الأزلام رجس مِن عمل الشیطان فاجتَنِبُوهُ لَعَلَّکُم تُفلِحُون».

     باده بهشتی یکی از نعمت های مینوی است که قرآن کریم بارها به آن اشاره کرده است. اما صریحا مشخص نشده که منظور از آن چیست و مفسران مختلف بسته به چشم اندازها و مشاربی که داشته اند هریک به نوعی آن را تعبیرکرده اند. ازجمله دراین آیات:

صافات : 47 / 45 – زخرف : 71 – مطففین : 28 / 25 - ص : 51 - انسان : 21 – نبأ : 34  غاشیه : 14 / 12 – واقعه : 19 / 17 – دهر: 21/ 18/ 15 / 6 / 5.

 « وحلوا أساور مِن فضه و سَقاهُم ربَّهُم شَراباً طَهُورا » ( انسان / 21 )

 

    حافظ به شراب بهشتی اشاره می کند:

      آنچه او ریخت به پیمانه ی ما نوشیدیم              اگر از خمر بهشتست و گرباده مست  

                                                                                                  (6/ 26)

                                                    .................................

 شراب خواهی رودکی و منوچهری

     « مردم به دین حاكمانشان هستند». این كلامی آشنا و همیشگی است كه در متون ادبی دیده وخوانده ایم. عظمت وشكوه قرن چهارم به دربار آن است. پادشاهانی كه برای شراب و اسباب آن اهمیت بسیاری قائل بوده اند. برای آن زمانی ویژه و كامل تعیین می كردند. شاعران هم كه ملازم همیشگی این مجالس بودند، می بایست چیزی را بسرایند كه شاهان را خوش آید. و به یقین در این بین هم خود لذتی تام می برده اند.  

        رودکی پدر شعرفارسی قصیده مستقل و کاملی در وصف شراب انگوری وطریقه ی ساختن آن دارد. از قرن چهارم تا اوایل قرن ششم هرتوصیف و مدح یا حتی ذمی( مثل قصاید ناصرخسرو) که درمورد شراب و مستی است ، منظور شراب انگوری است. منوچهری مثل اعلای خمریه سرایی درادبیات ایران است. منوچهری شاعر طرب ، شاعرشراب و شاعرطبیعت نامیده شده است. « تقویم عشرت » هفتگی اش اینگونه است: « در همه ایام هفته هیچ کاری شایسته تر ودلنوازتر از این ( شراب نوشی) نمی یابد شنبه را به آیین موسی جام می گیرد ، یکشنبه را به همراهی ترسایان ساغرمی ستاند ؛ دوشنبه را به رسم موبدان به باده می نشیند ؛ سه شنبه را بهانه یی ندارد اما برای آنکه عیش هفته را تیره نکند به کارآب میپردازد. چهارشنبه را که پندارعامه روز بلا می داند بهتر از آنچه درجام دارد چه وسیله ای می یابد که آن را به عافیت به سر آورد. پنج شنبه که روز می زدگی و خماراست راحت خویش را ازهمان جام می جوید» ( زرین کوب ، باکاروان حله ، 57 و 62). منوچهری درخیلی از قصاید خود ابتدا طریقه ی ساختن  شراب را بیان می کند.  

     کسایی مروزی ، ابوشکوربلخی ، ابوالعلاء ششتری، دقیقی ، فرخی( توصیف مفصل مجالس شرابخواری پادشاه غزنوی) ، ابوالفرج رونی، خاقانی ، قطران تبریزی، لامعی گرگانی ، مسعود سعد سلمان ، عمعق بخارایی، مختاری غزنوی ، انوری( قطعاتی دارد با عنوان های: درالتماس شراب – درطلب شراب و ... ) همگی شاعران توصیفگر شراب انگوری اند. اکثر این شاعران درباری هستند وتربیب یافته مجالس شراب نوشی شاهان. اشعارآن ها اگرچه از نظر زیبایی و شیوه ی بیان بسیارمتنوع است اما مضامین آنها کم و بیش یکسان است و تنوع چندانی ندارد. این نوع اشعار ازهر گونه مفهوم ثانوی ورمزی عاری هستند. می توان گفت سرآمد همه این شاعران رودكی ، منوچهری وفرخی است. سه شاعر بزگ دربار. 

                                                  ........................................  

ساقی نامه

     ادبیات ما ادبیات شراب نوشی ست ؛ این مسئله در تاریخ ادبیات ایران به قدری اهمیت دارد که جریانی به وجود می آید که جزو انواع ادبی محسوب می شود؛ نوعی ادبی به نام  « ساقی نامه ». ساقی نامه سرایی تقریبا به صورت منظم و مستقل، از قرن هشتم هجری آغازمی شود ؛ نخستین ساقی نامه ی مستقل را شاه شجاع ( م 786 ه.ق ) درقالب مثنوی  می سراید و بعد حافظ ، فخرالدین عراقی ، امیرخسرو دهلوی ، خواجوی کرمانی و جامی یکی پس از دیگری این نوع ادبی را زورآزمایی می کنند. ساقی سرایی ادامه پیدا می کند تا اینکه اوج این نوع را در دوره ی صفوی می بینیم. خطاب درهمه ی ساقی نامه ها به خود« ساقی » است.

        بیا ساقی اسباب می سازکن             سرخم به نام خدا باز کن

        حکیمی که گردون گردان نهاد          به خمّ بدن ، باده ی جان نهاد

 

دو تذکره ی معروف که به این ساقی نامه ها پرداخته و شرح احوال شاعران آن ها را نیز   گرد آوری کرده است :

*  تذکره ی میخانه       ملا عبد النبی فخرالزمانی

*  تذکره ی پیمانه        احمد گلچین معانی

                                                 ...................................... 

کشف شراب

     دراساطیر باستانی یونان و روم ودیونیوزس (Dionysus) که به نام باکوس (Baccous) نیزمعروف است ، خدای تاکستان ها وشراب وجذبه ی عارفان محسوب شده است. دیونیزوس درآغازجوانی انگور و طریقه ی استفاده ازآن را کشف کرد. ( فرهنگ اساطیر یونان و روم ترجمه ی احمد بهمنش ص 258) در ادبیات مسیحی کاشتن درخت انگور و اختراع آن را به یکی از پیامبران (...) نسبت داده شده است.( قاموس کتاب مقدس ، ج دوم، 243) قالب روایات کشف می را به جمشید نسبت داده اند. (حافظ و جام جم ، جوادبرومند ، 8 ) ضمن آنکه به تحقیق پیوسته است که سرزمین اصلی تاک ایران بوده است. داستان پیدایش می در نوروزنامه ی شمیران ، به یکی از بستگان جمشید نسبت داده شده است.( نو روزنامه منسوب به خیام ، 65) درتفسیرطبری، آفرینش باده به قابیل نسبت داده شده است .(ترجمه ی تفسیرطبری ،ج2 ،401) و بالاخره عده ای شراب را آفریده ی دستان ابلیس می دانند. (صرفی ، مقدمه ای بر رمزگشایی ، 187 ، 188 ، 189).

                                               ...............................................

سفرشراب :

 خم :

     خم اولین جایگاه شراب است. جایی که شراب پخته می شود واگر زمان برآن بگذرد کهنه و جا افتاده می شود. جنس خم گلی بوده است . گاهی آن را به شکل گاو می ساخته اند.

 تنگ :

     شراب را در تنگ می ریختند و آن را برای زیبایی درمجالس بزم می آوردند. شراب را مستقیما از آن         نمی نوشیدند؛ تنگ حكم پارچ آب را داشته ، بزرگ و فراخ بوده است چیزی شبیه تنگ های دراز امروزی.

نام های دیگر تنگ: صراحی ، قرابه ، قنینه ، بلیله.

تنگ به شکل های مختلفی ساخته می شده است. کشتی ، بلبل ، کبوتر، خروس ، گاو ، در شكل مرغابی آن ، شراب از دهان یا گاهی از چشم مرغابی بیرون می آمده است.کاربرد واژه  « صراحی» از بقیه كلمات بیشتر است. صراحی غالبا شیشه ای و گاه زرّین بوده است.

                                                        

      برای ظرف شراب از « سبو»  نیز استفاده می كرده اند:

       صوفی زکنج صومعه با پای خم نشست       تا دید محتسب که سبو می کشد به دوش

                                                                                                 ( 2 / 85 )

موتیو سنگ و سبو از موتیوهای مشهور است .محتسب مجلس شرابخواران را با سنگ اندازی خراب می كرده است.

«کدو» هم به صورتی هنرمندانه برای ظرف شراب به كار می رفته است. صراحی را از جنس آن می ساختند با گردنی باریک و شکمی بزرگ که شکم آن  را از تخم خالی می کردند و می خشکاندند و روی آن را با نقش و نگار می آراستند و به جای صراحی زرین و بلورین به کارمی بردند:

    ساقی به چند رنگ می اندر پیاله ریخت       این نقش ها نگرکه چه خوش درگلو ببست

                                                                                                  ( 5/30 )

جام :

      شراب را از صراحی به داخل پیاله می ریختند و بعد می نوشیدند. جام اسم عام پیاله بوده است. جنس جام را از طلا یا نقره می ساختند که البته چنین جامی مخصوص پادشاه و درباریان بوده است ؛ به نظرمی رسد جام مسین هم بوده باشد.

 شاعران از نام های متنوعی به جای جام استفاده كرده اند : ساغر، قدح ، پیاله ، پیمانه ، رکاب ( جامی به شکل رکاب است ) ، ساتکین ، آبگینه ، چمانه

        خیز ودرکاسه زر آب طربناک انداز        پیشتر زانکه شود کاسه سرخاک انداز

                                                                                     ( 1 / 264 )

جام از جنس های مختلفی ساخته می شده است :

الف – جام مرصّع : جامی که درآن دانه های ( جواهر) قیمتی به کار رفته یا این که اصلا ازدانه های قیمتی ساخته شده باشد.

گرطمع داری از آن جام مرصع می لعل        ای بسا دُرکه به نوک مژه ات باید سفت

                                                                                         ( 3 / 81)

ب – جام مینایی : ساغری که از« مینا » ساخته شده یا مینا کاری دارد. آبگینه الوان. و مینا ماده ایست ازجنس شیشه و چینی کبود رنگ که بر روی فلز و جزآن مالیده و روی آن نقش و نگار می کنند.

           جام مینایی می سدّ ره تنگ دلیست           منه ازدست که سیل غمت از یاد ببرد

                                                                                              ( 8 / 128 )

ج – جام شیشه ای: ازجنس شیشه بوده است اما نه به شفافیت امروزینش.

     اساس توبه که درمحکمی چو سنگ بود     ببین که جام زجاجی چه طرفه اش بشکست

                                                                                                ( 2 / 25 )

      بیا به شام غریبان و آب دیده من               به سان باده صافی درآبگینه شامی

                                                                                              ( 3 / 469 )

شام ( سوریه امروزی) به ویژه شهرحلب از قدیم در ساختن شیشه معروف بوده است. (دیوان غزلیات حافظ ، شرح خطیب رهبر، صفیعلیشاه ، 369) 

        زان می که چو از خم سفالین                               تحویل  کند در آبگینه  

                                                                                            سنایی

 د – جام سفالین : این جام گلین بوده است و گاهی آن را به شکل گاو می ساختند چنانکه درکاوش های باستانی ازاین نوع قدح ها به دست می آید ؛ جام زرین را به شکل گاو هم درست می کردند.

       دُردی و سفال مفلسان را                       صافی و قدح توانگران را

                                                                                            خاقانی  

       با مغان اندرسفالی جام خور                          دست با زردشتیان درجام کن

                                                                                            سنایی

خاقانی سیر و گردش شراب را این گونه بیان می کند:

                                        از پیکر گاو آید  در کالبد  مرغ

                                       جان پری آن کزتن خم یافت رهایی

                                       ازگاو به مرغ آید و ازمرغ به ماهی

                                       وزماهی سیمین سوی دلهای هوایی 

                                     ..............................................................

 

هفت خط جام

        جام دارای هفت خط بوده است. نام این خطوط را به صورت های مختلف نوشته اند. این خطوط از بالا به پایین به ترتیب عبارتند از:

خط جور- خط بغداد – خط ازرق ( سیاه ، شب ) – خط ورشکر( اشک ، خطیره ) – خط  کاسه گر- خط فرودینه.

     گویند جام جمشید هفت خط داشت ؛ نقش هایی بر روی جام جمشید بوده که ازآن برای نجوم استفاده می کرده اند  برای پیشگویی و پیش بینی اوضاع. با گذشت زمان این مسأله فراموش می شود و کاربرد آن تغییرمی کند. هفت خط جام را برای تعیین سهمیه ی شرابخواران استفاده می کردند به خصوص در میخانه ها که شراب فروشی بوده است.

هفت خط به تناسب ظرفیت افراد اما جام های شاهنشاهی درجه نداشته است.در حقیقت شاهان شراب پیمایی        می كردند.امیر مسعود برای مهمان ها می گوید:  

« امیر [ مسعود] گفت : عدل نگه دارید و ساتگین ها برابرکنید تا ستم نرود » (تاریخ بیهقی ، ج دوم ، ص 658)

     درشعرفارسی تمام این خطوط برای مضمون آفرینی به کار نرفته است. ازمیان آن ها خط جور، سرشار، بغداد و ازرق مورد توجه شاعران قرارگرفته است. (صرفی ، مقدمه ای بر رمزگشایی ، ص 1001). حافظ با توجه به جام جمشید می گوید :

 پیرمیخانه همی خواند معمایی دوش        از خط جام که فرجام چه خواهد بودن

                                                                                   (  6/ 391 )

هرآنکه رازدو عالم زخط ساغرخواند           رموزجام جم ازنقش خاک ره دانست

                                                                                    ( 4 / 47 )

 :: لینك ثابت نویسنده : علی باقری نظرات و پیشنهادات Comment  

مطالب پیشین

سنگرهای پایداری در ادب فارسی
مولفه های پست مدرن
لسان الغیب در متن عرفان
لسان الغیب در متن عرفان
شناسه های غزل پست مدرن
دروغ های مقدس
کارگاه شناخت ساختارهای شعر معاصر
اطلاعیه!!!
تاثیر نیما بر غزل معاصر
عاشورا و امام حسین علیه السلام در شعر فارسی
عاشورا شعر فارسی
شراب در شعر فارسی
ادامه ی بحث شراب در شعر فارسی
ادامه ی بحث شراب در شعر فارسی
ادامه ی بحث شراب در شعر فارسی


اطلاعات سایت
 

مدیران و نویسندگان
میلاد تقوایی
علی باقری

آمار بازدیدكنندگان
امروز : 1
دیروز : 1
كل : 9

مطالب و نظرات
كل مطالب :
كل نظر ها :


با شعرا
شهریار
قیصر امین پور
سهراب سپهری
نیما یوشیج
شمس لنگرودی
فاضل نظری
آرشیو

نظرسنجی

برای شعرا
:: ارسال شعر
:: گفتگو ...شب شعر آنلاین
:: ورود به سایت
:: عضویت در سایت

صفحه اصلی |  ارســـال شــعــــر |  ایمیل |   |  صفحه خانگی



 
head>